تبلیغات
کشکول فارسی
کشکول فارسی
صد خانه اگر به طاعت آباد کنی / به زان نبود که خاطری شاد کنی

روزی حکیم انوری از بازار بلخ می گذشت ؛ هنگامه ای دیده پیش رفت ؛ دید که مردی ایستاده و قصاید او را به نام خود می خواند و مردم تحسینش می کنند  انوری گفت : ای مرد این اشعار از کیست ؟ گفت : از انوری ؛ گفت : آیا او را می شناسی ؟ مرد گفت : انوری خود من هستم . انوری خندید و گفت : دزد شعر را شنیده بودیم ولی دزد شاعر نشنیده بودیم و راه خود را در پیش گرفته برفت .




طبقه بندی: حکایت،
ارسال در تاریخ 20 مهر 91 توسط آزاده بوشهری

سرگرمی آلامتو

قالب وبلاگ

گالری عکسفا

گالری عکس آلامتو

تبادل لینک رایگان

فال